لغت نامه دهخدا
( آوازه خوانی ) آوازه خوانی. [ زَ / زِ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) عمل وشغل آوازه خوان. تغنی. خوانندگی. قوّالی. خنیاگری.
( آوازه خوانی ) آوازه خوانی. [ زَ / زِ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) عمل وشغل آوازه خوان. تغنی. خوانندگی. قوّالی. خنیاگری.
( آوازه خوانی ) عمل و شغل آوازه خوان تغنی خنیاگری.
آوازهخوانی
عمل و شغل آوازهخوان. آوازخوانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از خوشاقبالی کروبینو، هنگامی که کنت میخواست او را گوشمالی دهد، دخترکان دهقان وارد اتاق شده و با خواندن سرودی، قول کنت را مبنی برگذشتن از حق فئودالی اش، به او یادآور میشوند. فیگارو، که خود طراح نقشه این آوازه خوانی بوده، امیدوار است با این اقدام، کنت از همخوابگی با سوزانا در شب عروسیشان چشم پوشی کرده و سوزانا را برای او پاک باقی گذارد.