آبست

لغت نامه دهخدا

( آبست ) آبست. [ ب ِ ] ( ص ) مخفف آبستن:
مریمان بی شوی آبست از مسیح
خامشان بی لاف و گفتار فصیح.مولوی.مشتری شو تا بجنبد دست من
لعل زاید معدن آبست من.مولوی.آنچه آبست است شب جز آن نزاد
حیله ها و مکرها باد است باد.مولوی.از یکشبه همخوابی جود تو عجب نیست
گر لای سترون شود آبست نعم را.معالی بلخی.|| ( اِ ) زهدان. رحم.
آبست. [ ب َ ]( اِ ) جزو درونی پوست ترنج و بادرنگ و امثال آن، که آن را گوشت پوست و پیه پوست نیز گویند. || ( ص ) زمین آماده شده برای زراعت، ظاهراً مخفف آب بسته.
ابست. [ اَ ب ِ / اِ ب َ ] ( اِ ) گوشت ترنج است و به عربی شحم الاترج گویند. ( برهان ). بلغت مغربی گوشت بالنگ است. ( تحفه ). پیه بالنگ.

فرهنگ معین

( آبست ) (بَ ) ( اِ. ) نک آبسته.
( ~. ) ( اِ. ) بخش درونی پوست مُرکبات.
(بِ ) ۱ - (ص. ) آبستن. ۲ - ( اِ. ) زهدان، رحم.

فرهنگ عمید

( آبست ) = آبسته
= آبستن

فرهنگ فارسی

( آبست ) ( اسم ) جزو درونی پوست ترنج و با درنگ و مانند آن گوشت پوست پیه پوست.
مخفف آبستن جزو درونی پوست ترنج
گوشت ترنج

ویکی واژه

آبَست
زهدان، رحم.
آبستن، نک آبسته.
بخش درونی پوست مُرکبات.

جمله سازی با آبست

💡 «آن نه زلفست و بنا گوش که روزست و شبست» یا نه ای دوست که نیلوفر تر در آبست

💡 ... و در این نبرد (جلولا) بسیاری مردان کشتند و زنان و کودکان بسیاری نیز به اسارت گرفتند پس از چند ماه که اسرا به مدینه رسیدند خلیفه زمان (عمر) دید زنان همه آبستن شده، علت را پرسید گفتند متعه (صیغه) سربازان بودند، سپس (عمر) مکرر گفت که از فرزندان این زنان به خداوند پناه می‌برم و (گفت) زین پس دیگر این فعل (متعه) در ممالک اسلامی جایز نمی‌باشد (اخبار الطوال، ص 123).

💡 من به عیسی مسیح، پسر یگانه او، خداوند ما، ایمان دارم که با کار و فیض روح القدس آبستن شد، از مریم باکره به دنیا آمد، تحت نظر پونتیوس پیلاطس رنج کشید، مصلوب شد، مرد و دفن شد، به جهنم فرود آمد. در روز سوم او از مردگان برخاست، به آسمان بالا رفت و در دست راست خدا، پدر قادر مطلق نشسته است. از آنجا باید بیاید تا زنده ها و مردگان را قضاوت کند.

💡 معنای لغوی آبستراکسیون، ممانعت است، و در چارچوب مجلس به عمل یا کوشش اقلیتی از نمایندگان پارلمان برای جلوگیری از اخذ تصمیم و تصویب قانون، با استفاده از ابزار قانونی گفته می‌شود؛ این جلوگیری می‌تواند با استفاده از ارائهٔ نطق‌های پیاپی، طرح موارد وقت‌گیر در زمان رأی‌گیری و خروج از صحن مجلس برای از اکثریت انداختن مجلس و لغو دستور یا لایحهٔ مورد بحث صورت می‌گیرد.

💡 از شب بخت سیاهم صبح امیدی نزاد حرف خواب آلودگان است این که شب آبستن است

💡 لازم است ذکر شود که در اول بازی لباس لوسی خونی است که می‌شود گفت نشانه درگیری او با مأموران امنیتی آبسترگو بوده‌است. همچنین دزموند در آخر قابلیت‌های اجداد خود را به دست می‌آورد.

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز