بزیر

لغت نامه دهخدا

بزیر. [ ب ِ ] ( ق مرکب ) محرمانه. آهسته. نرم:
ز پیر عقل سوءالی بزیر می کردم
که اوست آنکه دوای دل حزین داند.کمال اسماعیل.

جمله سازی با بزیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وقتیکه شود سوار بر زر ده سمند چون رستم دستان بود و رخش بزیر

💡 بگو تادست سیمین تو امروز بزیر سنگ کیست ای عالم افروز

💡 هر آن تیر کامد ز بالا بزیر شدی بر دل هندیان جایگیر

💡 لبش چو مرجان لیکن بزیر او لؤلؤ برش چو وشی ولیکن بزیر او سندان

💡 برش تا ناف باغی بود ز سوسن بزیر سوسن از نسرین دو خرمن

💡 یحبهم و یحبونه چه اقرارست؟ بزیر پرده مگر خویش را خریدارست؟

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز