خجالت زده

لغت نامه دهخدا

خجالت زده. [ خ َ / خ ِ ل َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) شرم زده. شرمسار. آنکه خجالت کشیده. آنکه خجالت بر او حادث شده. شرمگین.

فرهنگ معین

( ~. زَ دِ ) [ ع - فا. ] (ص مف. ) شرمسار، خجل.

فرهنگ عمید

شرم زده، شرمسار، شرمگین.

فرهنگ فارسی

( صفت ) شرمسار خجل.

ویکی واژه

شرمسار، خجل.

جمله سازی با خجالت زده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه جوابش دهی و، عذر چه خواهی آورد پیش جدم تو خجالت زده ام خواهی کرد

💡 تانگنی به پیوند شرم و خشم اشاره می‌کند. در زندگی روزمره، زمانی که مردم خجالت زده و خشمگین هستند، انگیزه دارند که به کنش فرد فاعل پاسخ داده و انتقام بگیرند.

💡 چرخ مه می شکند زور تو آن چرخ کجاست؟ که خجالت زده دست توانای تو نیست

💡 آن قدر خون دل از دیده به دامان کردیم که خجالت زده دیده خون بار شدیم

💡 طلعت من، خواسته از مه خراج حرف خجالت زده بر لوح عاج