روزخون

لغت نامه دهخدا

روزخون. ( اِ مرکب ) بی خبر تاخت بردن در روز بر سر دشمن. ضد شبیخون. ( ازبرهان قاطع ) ( از آنندراج ) ( ازانجمن آرا ) ( از ناظم الاطباء ):
کنم آنگه خبردارت که چون است
شبیخون مصلحت یا روزخون است.نزاری ( از انجمن آرا ).

فرهنگ معین

(اِمر. ) یورش ناگهانی بر دشمن در روز، مقابل شبیخون.

ویکی واژه

یورش ناگهانی بر دشمن در روز، مقابل شبیخون.

جمله سازی با روزخون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دید جسمی در میان خون نگون قاتلان آورده بر وی روزخون

اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز