لغت نامه دهخدا
برکست. [ ب َ ک َ ] ( ق ) برکس. پرگست. رجوع به پرگست و برگست شود.
برکست. [ ب َ ک َ ] ( ق ) برکس. پرگست. رجوع به پرگست و برگست شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که گرمایه از دست برکست، شد زر و چارپانیزش از دست شد
💡 گرچه درویشی و پیری سست کرد استاد را لیکنش برکست اگر شد سست عزم آهنین
💡 تریسی رنه برکستون (زاده ۲ آوریل ۱۹۷۱ – درگذشته ۱۲ مارس ۲۰۲۲) خواننده آمریکایی، شخصیت تلویزیونی واقعیت و شخصیت رادیویی بود.