لغت نامه دهخدا
راندگی. [ دَ / دِ ] ( حامص ) حالت و چگونگی رانده. رانده بودن. دور گردیده بودن. لعان و لعانیة. لعنت. ( منتهی الارب ). رد و دفع و طرد. ( ناظم الاطباء ).
راندگی. [ دَ / دِ ] ( حامص ) حالت و چگونگی رانده. رانده بودن. دور گردیده بودن. لعان و لعانیة. لعنت. ( منتهی الارب ). رد و دفع و طرد. ( ناظم الاطباء ).
حالت و چگونگی رانده. رانده بودن. دور گردیده بودن. لعان و لعانیه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیه رویی و درگه راندگی و غربت و محنت چه بود این جمله را باعث همین یک حظ نفسانی
💡 تاریخچه زمینشناسی و تکتونیک منطقه: بخش شمالی خلیجفارس قسمتی از بخش جنوب شرقی زون ساختاری زاگرس را تشکیل میدهد که با روند کمربند چینخورده - راندگی شمال غربی - جنوب شرقی در اثر آخرین فاز کوهزایی آلپین در پلیو - پلیئستوسن چینخورده و دگرریخت شدهاست.
💡 راندگی اصلی زاگرس از نوع گسلهای راندگی - فشاری است و نقش چشمگیری بر لرزهخیزی ایران دارد. بر اساس مطالعه برو و ریکو (۱۹۷۱)، راندگی اصلی زاگرس یک گسل معکوس کمشیب است که بخش اصلی گسل سراسری زاگرس را تشکیل داده و قدمت بیشتری دارد. جابهجایی افقی این گسل حدود ۴۰ کیلومتر است.
💡 راندگی اصلی زاگرس که گسل اصلی معکوس زاگرس نیز نامیده میشود، یکی از گسلهای بنیادین ایران و بخش اصلی گسل سراسری زاگرس است. راندگی اصلی زاگرس با راستای شمال باختری-جنوب خاوری و سازوکار فشاری، بر زمیندرز میان پهنهٔ سنندج-سیرجان در شمال خاوری و زاگرس بلند در جنوب باختری منطبق است. این گسل مرز شمالی پهنه زاگرس بلند یا زاگرس مرتفع بهشمار میرود و این پهنه را از پهنه سنندج-سیرجان جدا میسازد.
💡 ویحک! همانا گویی چنین است، ولکن طاقت رنج نمی دارم و ندانی که رنج اندک کشیدن بر کسی که رنج نتواند کشیدن فریضه تر تا فردا از رنج دوزخ برهد. هرکه رنج نکشد از رنج نرهد، چون امروز طاقت این مقدار رنج نمی داری فردا طاقت رنج دوزخ و مذلت و خواری و راندگی و ملعونی داری؟
💡 بخش جدیدتر گسل سراسری زاگرس، گسل اصلی عهد حاضر یا گسل جوان زاگرس نام دارد. این روراندگی، زاویه قائم دارد و راستگرد است. و در اصل مجموعهای از چندین قطعه گسل کوچکتر در امتداد یکدیگر است.