تار و مار شدن

فرهنگ معین

( ~. شُ دَ ) (مص ل. ) از هم پاشیده شدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر )از هم پاشیده شدنزیر و زبر شدن.

ویکی واژه

از هم پاشیده شدن.

جمله سازی با تار و مار شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در عین حال روایت دیگری نیز از مرگ ادوارد وجود دارد بدین مضمون که کمی پس از تار و مار شدن لنکسترها در تیوکسبری، گروهی از افراد تحت فرمان دوک کلارنس، ادوارد را که سخت غمگین بود در کنار بیشه‌ای یافته و علی‌رغم التماس‌های شاهزادهٔ جوان او را فوراً گردن زدند. پل موری کندال، زندگینامه‌نویس ریچارد سوم این روایت از مرگ ادوارد وست‌مینستر را درست می‌داند.

💡 وظیفه اصلی سپاه کراکوف دفاع از مرزهای جنوب غربی لهستان و مناطق صنعتی سیلزی علیا به همراه کوهپایه‌های کارپاتی و لهستان کوچک بود. این سپاه در برابر نیروهای متخاصم آلمانی توان کمتری داشت. به خصوص در شمال چستوهووا که توان اصلی واحدهای زرهی آلمان در آن متمرکز گشته بود و محل ارتباط سپاه کراکوف با سپاه ووچ بود واحدهای لهستانی در همان روزهای ابتدایی جنگ به صورت کامل تار و مار شدند که راه نفوذ نیروهای آلمانی به درون خاک لهستان را گشود.