الولو. [ اُ ] ( اِ ) لولو. وجودی وهمی که بچه های خرد را بدان ترسانند. این لفظ را بصورت مخفف لولو بیشتر استعمال کنند. ( فرهنگ نظام ). رجوع به لولو شود. || مَتَرسی که در مزارع نصب کنند. ( از فرهنگ نظام ).
- الولوی سر خرمن.
- مثل الولوی سر خرمن.
لو لو. وجودی وهمی که بچه های خرد را بدان ترسانند.
مترادف با لولوخورخوره زبان فارسی، در گویش بهاری موجودی خیالی که مادران با آن کودکان را میترسانند. در فهرست اسامی سلاله اکدی تحت عنوان الولو و در فهرست پیشوایان کوتی به نام الولومس همچنین در فهرست سلطنتی شومر تحت عنوان الولومش آمده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قوله تعالی: وَ مَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ مِنْکُمْ طَوْلًا الآیة... جلیل است و جبّار خدای جهانیان، کریم و غفّار، نامدار، رهیدار، مهربان، واحد و احد در نام و نشان، بکرم خویش نوازنده بندگان، بفضل خویش سازنده کار ایشان، پیدا کننده نور عنایت خویش بر دوستان، و آراینده دوستان خویش بلباس احسان. خداوندی بخشاینده، و بر بخشودن پاینده، و هر کس را بر خویش نماینده، هر کس را چنان که سزای اوست، و بقدر و اندازه و روش اوست، و از هر کس آن درخواهد که در وسع و توان اوست. نهبینی که مستضعفان راه شریعت را چون رخصت نمود بنکاح کنیزک، گفت: اگر از طول حرّه درمانید، و آرزوی نکاح پدید آید، کنیزک را بزنی کنید، و شهوت خویش را مدافعت مکنید، چون نمیتوانید و سنّت ایشان را مدد میدهد که: «الدّنیا متاع، و خیر متاع الدّنیا المرأة الصّالحة»، و «تزوّجوا الودود الولود، فانّی مکاثر بکم الأمم»، «وعلیکم بالأبکار فانّهنّ اعذب افواها، و انتق ارحاما، و ارضی بالیسیر.»
💡 چرا چون تو فرزند ناورد دیگر و ان کانت الدهر ذات الولودی