transfd.
🌐 انتقال یافته
مخفف (abbreviation)
📌 منتقل شده.
جمله سازی با transfd.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Assets transfd. between sites require a fresh safety inspection.
داراییهایی که بین سایتها منتقل میشوند، نیاز به بازرسی ایمنی مجدد دارند.
💡 The register shows equipment transfd. to Field Unit C on 14 May.
دفتر ثبت نشان میدهد که تجهیزات در تاریخ ۱۴ مه به واحد میدانی C منتقل شدهاند.
💡 Files transfd. last quarter still lack updated custody forms.
فایلهای منتقلشده در سهماههی گذشته هنوز فاقد فرمهای بهروز شدهی نگهداری هستند.