قادته

🌐 رهبران او

این واژه معمولاً به‌صورت ترکیبی از فعل و ضمیر به کار می‌رود و معنی‌اش او را هدایت کرد / او را برد / او را کشاند است. بخش «ـه» ضمیرِ «او» (مذکر) را نشان می‌دهد و کل کلمه بیانگر انجام دادن عملِ راندن یا هدایت کردن بر روی یک شخص یا چیز است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 او را رهبری کرد

📌 رهبران آن

📌 رهبران آنها

📌 او را راند

📌 فرماندهان او

📌 او را هدایت کرد

جمله سازی با قادته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محاولة تسوية أمورها قادته لإعادة تقييم أهدافه بعيدة المدى.

تلاش برای سر و سامان دادن به اوضاع، او را به ارزیابی مجدد اهداف بلندمدتش سوق داد.

💡 في التحقيقِ، اتتب الشرطيُّ بعضَ العلاماتِ الصغيرةِ التي قادته إلى الحقيقة.

در جریان تحقیقات، پلیس سرنخ‌های کوچکی را دنبال کرد که او را به حقیقت رساند.

💡 تجربته المريرة في مكان العمل قادته إلى البحث عن وظيفة جديدة.

تجربه تلخ او در محیط کار باعث شد که به دنبال شغل جدیدی باشد.

💡 فرصته المحظوظة على التلفاز قادته للعديد من الأدوار في العروض الشعبية.

حضور موفق او در تلویزیون، او را به نقش‌های زیادی در برنامه‌های محبوب تلویزیونی رساند.

💡 أحب الإثارة في الرحلات المتقلبة التي قادته إلى مناظر خلابة.

او عاشق هیجان سفرهای پرتلاطمی بود که او را به مناظر نفس‌گیر هدایت می‌کردند.

💡 كانت تلك أصعب لحظاته، لكن تلك اللحظة قادته إلى بدايات جديدة.

آن لحظات سخت‌ترین لحظات او بودند، اما همان لحظه او را به آغازهای جدیدی سوق داد.