رَبِيبَة
🌐 دخترخوانده
«رَبيبَة» مؤنثِ ربیب است و به معنای ناپسریِ دختر یا دخترِ همسر از ازدواج پیشین میباشد. در متون عربی و فقهی، این واژه بیشتر برای اشاره به دختری به کار میرود که مردی او را به سبب ازدواج با مادرش، در خانه و خانواده خود میپذیرد.
اسم (noun)
📌 دخترخوانده
جمله سازی با رَبِيبَة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ساعدت ربيبة الجارة في ترتيب المطبخ قبل وصول الضيوف مساءً.
دخترخوانده همسایه قبل از رسیدن مهمانها در عصر، به مرتب کردن آشپزخانه کمک کرد.
💡 اعتنت الأم بـ ربيبة البيت كأنها ابنتها، ووفرت لها كل ما تحتاجه يوميًا.
مادر از دخترخوانده مانند دختر خودش مراقبت میکرد و هر آنچه را که روزانه نیاز داشت برایش فراهم میکرد.
💡 جلست ربيبة العم في الحديقة تستمع إلى قصص العائلة القديمة باهتمام شديد.
دخترخواندهی عمه در باغ نشسته بود و با دقت فراوان به داستانهای قدیمی خانوادگی گوش میداد.