رَبِيب

🌐 پسرخوانده

«رَبيب» در عربی به معنای فرزندِ همسر از شوهرِ دیگر، یعنی ناپسری است؛ به‌ویژه اگر مردی با زنی ازدواج کند و آن زن پسری از شوهر پیشین داشته باشد، آن پسر را ربیبِ آن مرد می‌گویند. این واژه همچنین گاهی در معنای «پرورش‌یافته» یا «کسی که در دامان دیگری بزرگ شده» نیز به کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 پسرخوانده

📌 تحت الحمایه

📌 فرزندخوانده

جمله سازی با رَبِيب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تعاملت الأسرة مع ربيب الجيران بلطف واحترام كبيرين في كل زيارة.

خانواده در هر ملاقات با پسرخوانده همسایه با مهربانی و احترام زیادی رفتار می‌کردند.

💡 قال المعلم إن ربيب الفصل أظهر نشاطًا واضحًا في الحصة الأخيرة.

معلم گفت که همکلاسی در درس آخر فعالیت واضحی نشان داد.

💡 هذا ربيب البيت يحب قراءة الكتب في المساء بعد انتهاء واجباته المدرسية.

این کودکِ تحت سرپرستی دوست دارد عصرها بعد از تمام کردن تکالیف مدرسه‌اش کتاب بخواند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران