زوال تدریجی
کمکم از میان رفتن، فرسوده شدن یا کاهش یافتن چیزی در گذر زمان. این عبارت برای توصیف نابودی آرام و مرحلهبهمرحله بهکار میرود.
مترادفها
تحلیل رفتن، فروپاشی
متضادها
رشد، پیشرفت، اوج، شکوفایی
جمله سازی با زوال تدریجی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تحلیل رفتن تواناییهای ذهنی در بیماری آلزایمر معمولاً به صورت یک زوال تدریجی و مستمر در طول سالهای طولانی از زندگی فرد اتفاق میافتد.
💡 بسیاری از اقتصاددانان هشدار میدهند که زوال تدریجی قدرت خرید مردم میتواند منجر به بحرانهای اجتماعی و اقتصادی بسیار گسترده در کشور شود.
💡 مشاهده زوال تدریجی کیفیت خاک در اثر استفاده بیش از حد از مواد شیمیایی، نگرانیهای زیادی را برای تمام کشاورزان منطقه ایجاد کرده است.