عصب
🌐 عصب
اسم / فعل (noun / verb)
📌 عصب
دیکشنری عربی به فارسی
📌 عصبی
جمله سازی با عصب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وكما نعرف جميعـا فـإن التمويل هو عصب حياة أي اقتصاد.
همانطور که همه ما میدانیم، امور مالی، شریان حیاتی هر اقتصادی است.
💡 أصاب الحادث عصب اليد فشعر المريض بألم شديد.
این حادثه به عصبی در دست آسیب رساند و باعث شد بیمار درد شدیدی را تجربه کند.
💡 يمر عصب العين قريبًا من بعض الأنسجة الحساسة جدًا.
عصب بینایی از نزدیکی برخی بافتهای بسیار حساس عبور میکند.
💡 شرح الطبيب أن الضغط على عصب الظهر يسبب التنميل.
پزشک توضیح داد که فشار روی عصب کمر باعث بیحسی میشود.
💡 كل عصب في الجسم يعتمد على طبقة الحماية من المايلين.
هر عصبی در بدن به لایه محافظ میلین وابسته است.
💡 رغم المثالية، يتعلم كثير من الشباب أن المال هو عصب الحياة.
با وجود آرمانگراییشان، بسیاری از جوانان در حال یادگیری این هستند که پول، خونِ حیاتِ جامعه است.