یک رکیبی

لغت نامه دهخدا

یک رکیبی. [ ی َ / ی ِ رِ ] ( حامص مرکب ) مماله یک رکابی. کنایه از پای فشاری و ثبات قدم است. ( یادداشت مؤلف ). کنایه از مستعد کاری شدن بود. ( انجمن آرا ):
کز این بیش بر دلفریبی مباش
به ناراستی یک رکیبی مباش.نظامی.|| ( ص نسبی، اِ مرکب ) رفیق و همدم.( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

مماله یک رکابی کنایه از پای فشاری و ثبات قدم است

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز