لغت نامه دهخدا
( بامبول درآوردن ) بامبول درآوردن. [ دَ وَ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، حقه و دوز و کلک زدن. شیوه و مکر در کار آوردن. رنگی دیگر بکار بردن. تزویر کردن. رجوع به بامبول و بامبول بازی کردن شود.
( بامبول درآوردن ) بامبول درآوردن. [ دَ وَ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، حقه و دوز و کلک زدن. شیوه و مکر در کار آوردن. رنگی دیگر بکار بردن. تزویر کردن. رجوع به بامبول و بامبول بازی کردن شود.
( بامبول در آوردن ) حقه و دوز و کلک زدن