کهنه گردیدن

لغت نامه دهخدا

کهنه گردیدن. [ ک ُ ن َ / ن ِ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) کهنه شدن. کهنه گشتن. فرسوده شدن: اکماد؛ کهنه گردیدن جامه.( منتهی الارب ). رجوع به کهنه شدن و کهنه گشتن شود.

فرهنگ فارسی

کهنه شدن. کهنه گشتن. فرسوده شدن. یا از چشم افتادن.

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز