لغت نامه دهخدا
چفت کردن. [ چ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در را با زنجیر بستن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به چفت شود. || محکم کردن و سفت کردن ( در تداول روستائیان خراسان ). || کنایه از خموش شدن و پرگوئی نکردن و حرف مفت نزدن. ( در تداول روستائیان فیض آباد محولات بخش تربت حیدریه ).