لغت نامه دهخدا
مستنصف. [ م ُ ت َ ص ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استنصاف. تمام حق خود گیرنده. ( ازمنتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || انصاف خواهنده. ( از اقرب الموارد ). رجوع به استنصاف شود.
مستنصف. [ م ُ ت َ ص ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استنصاف. تمام حق خود گیرنده. ( ازمنتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || انصاف خواهنده. ( از اقرب الموارد ). رجوع به استنصاف شود.