استنصاف

مترادف‌ها

انصاف، عدالت

متضادها

بی‌انصافی، ظلم، جفا

لغت نامه دهخدا

استنصاف. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) تمام حق خود گرفتن. همه حق خود را گرفتن: استنصف منه.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران