لغت نامه دهخدا
ابوقبیصه. [ اَ ق َ ص َ ] ( اِخ ) برأبن قبیصه خزاعی کوفی. مجاهد از او حدیث کند.
ابوقبیصه. [ اَ ق َ ص َ ] ( اِخ ) سکین بن یزید. محدث است. او از عبداﷲبن عبیدبن عمیر و از او عبدالوارث بن سعید روایت کند.
ابوقبیصه. [ اَ ق َ ص َ ] ( اِخ ) یزیدبن قنانه طائی، ملقب به هَلِب. صحابی است.