گردن امدن
مترادفها
تسلیم شدن، پذیرفتن، موافقت کردن
متضادها
مخالفت کردن، سرکشی کردن
لغت نامه دهخدا
( گردن آمدن ) گردن آمدن. [ گ َ دَ م َ دَ ] ( مص مرکب ) با حرکت گردن دلال و غنج کردن.
تسلیم شدن، پذیرفتن، موافقت کردن
مخالفت کردن، سرکشی کردن
( گردن آمدن ) گردن آمدن. [ گ َ دَ م َ دَ ] ( مص مرکب ) با حرکت گردن دلال و غنج کردن.