کشیک کشیدن

لغت نامه دهخدا

کشیک کشیدن. [ ک َ / ک ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) نوبت داری کردن. پاسداری کردن. قراولی دادن. کشیک دادن. ( یادداشت مؤلف ). || منتظر بودن. مترصد بودن. ( یادداشت مؤلف ). کمین ساختن. گوش داشتن.

فرهنگ فارسی

نوبت داری کردن. پاسداری کردن

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز