لغت نامه دهخدا
کبیش. [ ک ُ ب َ ] ( اِخ ) جایی است. ( منتهی الارب ). مصغر کبش، نام موضعی است. راعی گفت:
جعلن حُبیا بالیمین و نکبت
کبیشاً لورد من ضئیدة باکر.( از معجم البلدان ).
کبیش. [ ک ُ ب َ ] ( اِخ ) جایی است. ( منتهی الارب ). مصغر کبش، نام موضعی است. راعی گفت:
جعلن حُبیا بالیمین و نکبت
کبیشاً لورد من ضئیدة باکر.( از معجم البلدان ).