یکی از معانی کلمه «هبور» عنکبوت است که در منابع لغوی مانند منتهیالأرب و ناظمالاطباء ذکر شده است. همچنین «هبور» به شکل جمع «هَبر» به چرک یا ریم زخم و همچنین سنگهای بزرگ پشت حیوانات نیز اشاره دارد. در برخی منابع، «هبور» به مورچههای ریز و کوچک گفته میشود که در زمین یا محیط اطراف زندگی میکنند. در لغت نبطی، این واژه به ریزه برگی که از کشت زمین میریزد و غذای حیوانات میشود نیز اطلاق شده است. این واژه در متون طب سنتی، لغتنامهها و ادبیات قدیم بارها برای اشاره به موجودات ریز و مواد مختلف به کار رفته است. «هبور» نشاندهنده تنوع واژگان عربی و فارسی در توصیف موجودات ریز و اجسام کوچک یا چرکین است.
هبور
لغت نامه دهخدا
هبور. [ هََ ] ( ع اِ ) عنکبوت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( معجم متن اللغة ).
هبور. [ هَُ ] ( ع اِ ) ج ِ هَبر. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( معجم متن اللغة ). رجوع به هَبر شود. || سنگهای بزرگ بر پشتها. ( منتهی الارب ).
هبور. [ هََ ب ْ بو ] ( ع اِ ) مورچه ریزه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( معجم متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). || در لغت نبطی؛ ریزه برگی که از کشت بر زمین ریزد و قابل خوردن حیوانات باشد. ( اقرب الموارد ) ( معجم متن اللغة ).