ناظرالجیش
مترادفها
فرمانده، فرمانده ارتش
لغت نامه دهخدا
ناظرالجیش. [ ظِرُل ْ ج َ ] ( اِخ ) رجوع به محمدبن یوسف بن احمد شود.
جمله سازی با ناظرالجیش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در دوران باستان، افسر قدرتمندی با عنوان ناظرالجیش مسئول نظارت بر تمامی لشکریان و اطمینان از نظم و انضباط نیروهای نظامی در میدان جنگ بود.
💡 کتابهای تاریخی حکایت میکنند که ناظرالجیش با زیرکی و هوشیاری خود توانست مانع از شورش سربازان و فروپاشی نظم نظامی در زمان جنگ شود.
💡 نقش ناظرالجیش در ارتش بسیار حیاتی بود، چرا که او باید تمام جزئیات مربوط به تجهیزات و آمادهای نیروها را به فرمانده عالی گزارش میکرد.