ابوالنصر

لغت نامه دهخدا

ابوالنصر. [ اَ بُن ْ ن َ ] ( اِخ ) احمدبن ابی الحارث محمد فریغونی. رجوع به احمد... شود.
ابوالنصر. [ اَ بُن ْ ن َ ]( اِخ ) احمدبن الأسبرتکسینی. رجوع به احمد... شود.
ابوالنصر. [ اَ بُن ْ ن َ] ( اِخ ) احمدبن محمد مؤید. رجوع به احمد... شود.
ابوالنصر. [ اَ بُن ْن َ ] ( اِخ ) محمدبن اسحاق. رجوع به ابونصر... شود.

جمله سازی با ابوالنصر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز گیتی ابوالنصر شاه کهن شد بعالم ابوالفتح شاه نو آمد

💡 پروین آخرین فرزند خانواده بود و سه برادر بزرگ‌تر از خود به نام‌های ابوالحسن، ابوالفتح و ابوالنصر داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران