لغت نامه دهخدا
( مکرآمیز ) مکرآمیز. [ م َ ] ( ن مف مرکب ) آمیخته به نیرنگ و خدعه. توأم با فریب و حیله: اندک فرصتی را با افسونهای مکرآمیز دمار از روزگار امرا و اهل اختیار برآرد. ( انوار سهیلی ). || ( نف مرکب ) حیله باز و مکار. ( ناظم الاطباء ).
( مکرآمیز ) مکرآمیز. [ م َ ] ( ن مف مرکب ) آمیخته به نیرنگ و خدعه. توأم با فریب و حیله: اندک فرصتی را با افسونهای مکرآمیز دمار از روزگار امرا و اهل اختیار برآرد. ( انوار سهیلی ). || ( نف مرکب ) حیله باز و مکار. ( ناظم الاطباء ).
( مکرآمیز ) آمیخته به مکر و حیله.
( مکر آمیز ) ( صفت ) توام با مکر و حیله: [ و اندک فرصتی را با فسونهای مکر آمیز دمار از روزگار امرا و اهل اختیار بر آرد. ] ( انوار سهیلی )