لغت نامه دهخدا
مضماض. [ م ِ / م َ ] ( ع مص ) مضمضة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( محیطالمحیط ). گردانیدگی آب در دهان. ( منتهی الارب ). آب در دهان جنبانیدن و شستن دهان را به آب. ( آنندراج ). شستشوی دهان و گردانیدن آب در دهان. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مضمضة شود. || شستن آوند و جز آن را. ( آنندراج ).
مضماض. [ م ِ ] ( ع ص ) مرد سبک تیزرو. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از محیطالمحیط ). || ( اِمص ) سوزش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). سوزش و حرقت. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از محیطالمحیط ). || خواب. ( از اقرب الموارد ) ( از معجم متن اللغة ).