این واژه یک صفت عربی است که به عنوان اسم مفعول از ریشه «رقع» گرفته شده و در لغت به معنای وصلهدار یا دوخته و ترمیمشده به کار میرود. این واژه در اصل به چیزی اشاره دارد که پارگی یا نقص آن با وصلهدوزی برطرف شده و دوباره قابل استفاده گردیده است. در متون قدیم، «مرقوع» بیشتر برای توصیف لباسهایی به کار میرفته که کهنه شده اما با دوختن تکههای پارچه بر روی آن، دوباره قابل پوشیدن شدهاند. به همین دلیل، عبارتی مانند «قمیص مرقوع» به معنای پیراهن وصلهدار در منابع تاریخی و ادبی بسیار دیده میشود. این واژه نشاندهنده نوعی وضعیت سادهزیستی نیز بوده است، زیرا برخی از شخصیتهای دینی و تاریخی با لباسهای مرقوع و وصلهدار معرفی شدهاند. در متون تاریخی آمده است که چنین پوششی گاهی نشانه زهد، قناعت و دوری از تجملات دنیوی تلقی میشده است. از نظر ساختاری، این واژه بیانگر حالت مفعولی است، یعنی چیزی که عمل وصلهزدن بر روی آن انجام شده است. این کلمه در زبان عربی فصیح کاربرد داشته و از آن در متون فقهی، تاریخی و ادبی استفاده شده است. در زبان فارسی نیز بیشتر در متون کهن و توصیفهای تاریخی دیده میشود و کاربرد روزمره ندارد. در مجموع، «مرقوع» به معنای چیزی است که وصله شده و با دوختن بخشهای جداشده یا آسیبدیده آن ترمیم گردیده است.
مرقوع
لغت نامه دهخدا
مرقوع. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از رقع. رجوع به رقع شود.
- قمیص مرقوع؛ پیراهن وصله کرده: قال أزهر رأیت عمربن عبدالعزیز یخطب الناس و علیه قمیص مرقوع. ( تاریخ الخلفاء سیوطی ص 190 ).
فرهنگ فارسی
پیراهه وصله کرده