مرعد

لغت نامه دهخدا

مرعد. [ م ُ ع ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از اِرعاد. رجوع به ارعاد شود. || ابر غرنده. ( ناظم الاطباء ). || ترساننده و یا وعده بدکننده. ( آنندراج ).
مرعد. [ م ُ ع َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر اِرعاد. رجوع به ارعاد شود. || کثیب مرعد؛ تل ریگ ریزان. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).