لباقه

مترادف‌ها

نزاکت، ادب، درایت، تدبیر

متضادها

بی‌ادبی، بی‌نزاکتی، بی‌ملاحظگی

لغت نامه دهخدا

( لباقة ) لباقة. [ ل َ ق َ ] ( ع مص ) زیرک و ترزفان شدن. ( تاج المصادر ). حذاقت. زیرک و ماهر و چرب زبان گردیدن. ( منتهی الارب ): حال ذلاقت و لباقة و ظرافت و لطافت او بر رأی سلطان عرض کردند. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 435 ). || ( اِمص ) زیبایی در شمایل.

فرهنگ فارسی

زیرک و ترزفان شدن حذاقت.

جمله سازی با لباقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مدیر شرکت برای حفظ روابط خوب با کارمندان خود، همیشه سعی می‌کند در جلسات مختلف با لباقه و احترام کامل با تمامی افراد صحبت کند.

💡 یکی از ویژگی‌های بارز یک دیپلمات موفق، توانایی مدیریت بحران‌ها و برخورد با مخالفان با نهایت لباقه و بدون ایجاد تنش‌های غیرضروری در مذاکرات است.

💡 او با وجود شرایط بسیار سخت و تنش‌زا، توانست با لباقه و آرامش گفتگو را به شکلی مثبت به پایان برساند و توافق اولیه را حاصل کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران