عاقور
مترادفها
عقیم، نازا، بیفرزند
متضادها
بارور، حاصلخیز
لغت نامه دهخدا
عاقور. ( ع ص ) سرج عاقور؛ زین ریش کن پشت ستور. ( منتهی الارب ) ( شرح قاموس ) ( اقرب الموارد ). || حمار عاقور؛ خر گزنده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). خر هار.
فرهنگ فارسی
سرج عاقور زین ریش کن پشت ستور