پشت ریش

لغت نامه دهخدا

پشت ریش. [ پ ُ ] ( ص مرکب ) مجروح به ظهر( در ستور ). دَبر. ( تاج المصادر بیهقی ):
بر آن صفت که خر پشت ریش را برریش
تفو زنند بتو باد صد هزار تفو.سوزنی.مگر کین فرومایه زشت کیش
بکارش نیاید خر پشت ریش.( بوستان ).ادبار؛ پشت ریش کردن ستور را پالان. مُوَقَع؛ پشت ریش شده. جَمَل ٌ مُسَدَّم؛ شتر پشت ریش که پالان ننهند بر وی تا به شود. تمسیح، مسح؛ پشت ریش کردن. مدابره؛ پشت ریش گردیدن ستور کسی. مسخ؛ پشت ریش کردن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

آن که پشتش زخم دار است، پشت زخم.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه پشتش مجروح است پشت زخم.

جمله سازی با پشت ریش

💡 کی شده از خارکشی پشت ریش جامه زربفت چه پوشی به خویش

💡 گازری بود و مر او را یک خری پشت ریش اشکم تهی و لاغری

💡 اشتری‌ام لاغری و پشت ریش ز اختیار هم‌چو پالان‌شکل خویش

💡 نه که مخلوق توم گیرم خرم از چه زار و پشت ریش و لاغرم

💡 امروز می‌گزید ز بازار اسپ او اسپان پشت ریش و یدک‌های لاغری

💡 بود یکی پیر دوتاگشته پشت ریش و سر اسپید و عصایی به مشت

چندش یعنی چه؟
چندش یعنی چه؟
اوزوم یعنی چه؟
اوزوم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز