ریش کش

لغت نامه دهخدا

ریش کش. [ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) دشنامی است. ( یادداشت مؤلف ):
ای ریش کش شهابک مأبون هزار تیز
در ریش آن پدر که تو هستی ورا پسر.سوزنی. || آنان که ریش مردم را می کشند:
کوسه کم ریش دلی داشت تنگ
ریش کشان دید یکی را به جنگ
گفت رخم گرچه زجاجی وش است
ایمنی از ریش کشان هم خوش است.؟( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

دشنامی است آنان که ریش مردم را می کشند.

جمله سازی با ریش کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همه جهان خود را با (منی) مضاف کنند ابر چه اوفتد این (من)؟ بگوی و ریش مخار

💡 از غری ریش ار کنون دزدیده‌ای پیش ازین بر ریش خود خندیده‌ای

💡 زندگی تاکی کشد رنج تک و تاز هوس پشت‌ خر ریش ‌است ای ‌گاو از تکلف جل ‌مبند

💡 زین پس نکنم شکایت این دل ریش کز دیده فتاد غصۀ من کم و بیش

💡 از فیلم‌ها یا مجموعه‌های تلویزیونی که وی در آن‌ها نقش داشته‌است می‌توان به ریش‌سیاه اشاره نمود.

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز