پشت گاشتن

لغت نامه دهخدا

پشت گاشتن. [ پ ُ ت َن ْ ] ( مص مرکب ) برگشتن. بازگشتن. پشت برگردانیدن و دور شدن. پشت بگردانیدن. پشت کردن. پشت نمودن. تولیة. تَولّی:
سبک پشت بر یکدگر گاشتند
ز دل کینه بر خاک بگذاشتند.فردوسی.که بر من چنین پشت برگاشتی
برین دژ مرا خوار بگذاشتی.فردوسی.همه پشت بر تاجور گاشتند
میان سوارانش بگذاشتند.فردوسی. || بهزیمت رفتن. گریختن. فرار کردن:
یکی پشت بر دیگری برنگاشت
بنگذاشت آن پایگه را که داشت.فردوسی.چو گویند کز جنگ برگاشت پشت
از آن به که گویند دشمنش کشت.اسدی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۲- زمینهای موجود را برای زراعت بین دهقانان بحکم قرعه توزیع کردن. یا پشت کردن بر چیزی. ترک آن گفتن. یا پشت کردن کتاب. جلد کردن آن تجلید.

گده یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز