معقر
مترادفها
محل اقامت، جایگاه، منزل
لغت نامه دهخدا
معقر. [ م ِ ق َ ] ( ع ص ) سرج معقر؛ زین که ستور را پشت ریش کند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || رجل معقر؛ مرد که خسته گرداند شتر را از مانده کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
معقر. [ م ُ ق ِ] ( ع ص ) مرد بسیار آب و زمین و باسامان. ( منتهی الارب ). مرد دارای بسیار آب و زمین و عقار. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || زین و پالان که پشت ریش کند ستور را. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).
معقر. [ م َ ق َ ] ( اِخ ) رودباری است به یمن. از آن است احمدبن محمدبن جعفر استاد مسلم. ( منتهی الارب ). رودباری است در یمن. ( ناظم الاطباء ). وادیی است در یمن در نزدیکی زیبد. ( از معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
رود باری است به یمن از آن است احمد بن محمد بن جعفر استاد مسلم.
جمله سازی با معقر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مسجد دارای یک شبستان اصلی و تعدادی طاقنما در محوطه حیاط با تزئنیات آجرکاری خفته _راسته و آجرکاری معقلی و کاشیکاری است که سقف شبستان آن به صورت معقر و متصل به ستونهایی با ابعاد صد و بیست سانتیمتر است که پایین تر از سطح زمین است.
💡 این بنا دارای شبستانها و دهلیزهای زیبای آجری است که هر چشمه به عرض ۵٫۳ و طول ۲۰ متر میباشد و از آثار سده ششم و عصر سلجوقیان بهشمار میرود. محراب آن دارای کتیبههای متعدد عمودی و افقی است که سه جانب آن را فرا گرفته و روی آن سورههایی از قرآن (سوره قدر، اخلاص، جمعه) به خط ثلث و کوفی گچبری شده و در ضلع غربی میان شبستانهای این بنا، ایوان باشکوه و رفیعی قرار دارد و در هر جانب این ایوان، حجرهای با درگاه تنگ و کوتاه نمودار است. گنبد مسجد به قطر ۱۴ و ارتفاع ۱۷ متر میباشد که ساق یا گردنه گنبد ۴ متر ارتفاع دارد و آراسته به کاشیهای معقر میباشد.