لغت نامه دهخدا
روائس. [ رَ ءِ ] ( ع ص، اِ ) اعلای رودبارها و واحد آن رَئیسة است. ( از منتهی الارب )( از اقرب الموارد ). الروائس من الاودیة؛ اعالیها. ( معجم متن اللغة ). جاهای بلند از وادیها. || ابری که پیش پیش رود و واحد آن رَئیسة است. ( از اقرب الموارد ). الروائس من السحب؛ المتقدمة. ( معجم متن اللغة ). || ج ِ رائسة، بمعنی سگی که از سر شکار گیرد. ( متن اللغة ).