خربسیس

لغت نامه دهخدا

خربسیس. [ خ َ ب َ ] ( ع ص ) سخت. محکم. سفت، منه: ارض خربسیس؛ زمین سخت. || شی غیرقابل ملاحظه: مایملک خربسیساً؛ چیزی ندارد. ( منتهی الارب ).