حبلبس

لغت نامه دهخدا

حبلبس. [ ح َ ب َ ب َ ] ( ع ص، اِ ) مقیم به جائی که نگذارد آن را. || ملازم چیزی که از وی جدانشود. || دلاور. || شیر بیشه.

فرهنگ فارسی

مقیم بجائی که نگذارد آنرا دلاور شیر بیشه