لغت نامه دهخدا
خلاف عادت کردن. [ خ ِ / خ َ ف ِ دَ ک َ دَ ]( مص مرکب ) عمل برخلاف روال عادت انجام دادن. آنچه عادت است بر ضد آن رفتن. ناموافق با عادت عملی کردن.
خلاف عادت کردن. [ خ ِ / خ َ ف ِ دَ ک َ دَ ]( مص مرکب ) عمل برخلاف روال عادت انجام دادن. آنچه عادت است بر ضد آن رفتن. ناموافق با عادت عملی کردن.
عمل بر خلاف روال عادت انجام دادن آنچه عادتست ناموافق با عادت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 5. غيبت طولانى، خلاف عادت، پذيرفته نيست. چگونه مى تواند فردى كه در زمانهاىدور، چشم به جهان گشوده، تا اين زمان، (411 ه ق ) زنده باشد؟
💡 ثقة الاسلام (نورى ) در كتاب (مستدرك ) اين حكايت را از عالمىنقل نموده است كه: در قريه ما، كه از دهات نزديك شهر (حله ) است، متولى مسجد كه(محمد) نام داشت، بر حسب عادت هر روز به مسجد مى آمد، اما روزى بر خلاف عادت،پيدايش نشد. احوالش را پرسيديم، گفتند: درمنزل بسترى است. خيلى تعجب كرديم، چون تا شب گذشته صحيح و سالم بود.
💡 چون آن صداى روح بخش را شنيدم با اشتياق بسيار از جا برخاستم و در را گشودم.پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شد و اين بار بر خلاف عادت ديرينه اش كه هنگامخواب آب طلبيده و تجديد وضو مى كرد و دو ركعت نماز خوانده، سپس وارد بستر مى شد،يكراست به بستر آمد. طولى نكشيد كه من نور حضرت فاطمه عليهاالسلام را درون خوديافتم. (7)
💡 9 استفاده از گوشت قربانى براى خود زائران جايز است. (فكُلوا) (بر خلاف عادت هاى زمان جاهليّت كه مصرفش را براى حاجى حرام مى دانستند)
💡 در اين صورت بايد كه عمر يكى از آن خلفا بر خلاف عادت و سنت طبيعت بسيار طولانىباشد، تا پايان عمر جهان قرين گردد. و چنين حالتى تنها در عمر آخرين امامان ودوازدهمين ايشان از خلفاى پيغمبر خدا(ص ) صدق مى كند، همچنان كه شاهد آن هستيم.