پی ناک

لغت نامه دهخدا

پی ناک. [ پ َ / پ ِ ] ( ص مرکب ) دارای پی. پی دار. دارای عصب. عصب اللحم؛ پی ناک شد گوشت. ( منتهی الارب ). گوشتی پی ناک؛ دارای عصب.

جمله سازی با پی ناک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فورمن در سال ۱۹۶۹ در شهر نیویورک دونالد والهایم را در راند سوم ناک اوت کرد و وارد بوکس حرفه ای شد. او در آن سال ۱۳ مبارزه داشت و برنده همه آنها شد(۱۱ برد با ناک اوت).

💡 بجز عشقم که سازد پاک ازین خاک کدورت ناک بیا تا ماهی گردم درین دریای بی پایان

💡 ۵۷. ناک: این پسوند به آلودگی، دارندگی یا فراوانی بر چیزی دلالت می‌کند.

💡 سال ۱۹۴۷ در واقع سال برگشت برای مور بود. او در آن سال ۷ مسابقه را برد و ۱ مسابقه را به آزارد چارلز باخت. او چیس را در راند نهم ناک اوت کرد، شپارد را در راند ۱۰ و بیوینس را در راند ۹ ناک اوت کرد. او همچنین طی ۱۰ راند برت لیتل (به انگلیسی: Burt Lytell) را در هم کوبید.

💡 ذرات کاینات تعب ناک ازین غم اند انوار تیره به جو همی تیره شد منیر

💡 بس که مژگان کجت عربده ناک افتاده است هرکجا می نگرم سینه چاک افتاده است

رایزنی یعنی چه؟
رایزنی یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز