لغت نامه دهخدا
بیرون جهیدن. [ ج َ دَ] ( مص مرکب ) برون جهیدن. رجوع به برون جهیدن شود.
بیرون جهیدن. [ ج َ دَ] ( مص مرکب ) برون جهیدن. رجوع به برون جهیدن شود.
برون جهیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یا رو، گشاده مگذار پا از سرای بیرون یا بر رخت بیفکن از زلف خود نقابی
💡 ظریفی کرد و بیرون از ظریفی نشاید کرد با مستان حریفی
💡 چو پاسخ ازو سر بسر بشنوید زمین را ببوسید و بیرون شوید
💡 از این ظلمت مرو بیرون حقیقت کز اینجا باز یابی دید دیدت
💡 بسته دارم تا نظر در صورتی معنی هر لحظه بیرون میکشم