لغت نامه دهخدا
خوش خاطر. [ خوَش ْ / خُش ْ طِ ] ( ص مرکب ) شادمان. مسرور. خرم. ( ناظم الاطباء ).
خوش خاطر. [ خوَش ْ / خُش ْ طِ ] ( ص مرکب ) شادمان. مسرور. خرم. ( ناظم الاطباء ).
شادمان مسرور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مدح شاهان دراو به استدعاست نه ز خوش خاطری و خودرایی
💡 به عشرت همی خورد می صبح و شام بدان نغمه خوش خاطر و شاد کام
💡 جمع چون باشم و آسوده دل و خوش خاطر دیر شد تا به کف آن زلف پریشانم نیست
💡 از شوق توام هست بر آتش خاطر بیوصل توام نمیشود خوش خاطر
💡 فیض ا زتو هم پناه آرد بتو ا ی بتو خوش خاطر ناشاد ما