جوام

لغت نامه دهخدا

جوام. [ ج ُ ] ( هزوارش، اِ ) بلغت زند و پازند بمعنی روز است که بعربی یوم گویند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ).

فرهنگ فارسی

بمعنی زند و پازند بمعنی روز است که بعربی یوم گویند.