لغت نامه دهخدا
تطجین. [ ت َ ] ( ع مص ) سرخ کردن در روغن بر تابه پس از آب پز کردن چنانکه مرغ را. و اصل این کلمه عربی نباشد چه «ط» و «ج » در یک کلمه عرب جمع نشود. ( یادداشت مرحوم دهخدا ): قلیة مُطَجَّنَه؛ بریان شده با طاجن. ( از ذیل اقرب الموارد ).
تطجین. [ ت َ ] ( ع مص ) سرخ کردن در روغن بر تابه پس از آب پز کردن چنانکه مرغ را. و اصل این کلمه عربی نباشد چه «ط» و «ج » در یک کلمه عرب جمع نشود. ( یادداشت مرحوم دهخدا ): قلیة مُطَجَّنَه؛ بریان شده با طاجن. ( از ذیل اقرب الموارد ).
سرخ کردن در روغن بر تابه پس از آب پز کردن چنانکه مرغ را