بحوح

لغت نامه دهخدا

بحوح. [ ب ُ ] ( ع مص ) گلوگرفته و گران آواز گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بَحَح.بُحوحَة. بَح. و رجوع به هریک از این مصادر شود.

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کیری یعنی چه؟
کیری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز