بثو
لغت نامه دهخدا
بثو. [ ب َث ْوْ ] ( ع مص ) عرق و خوی کردن. ( منتهی الارب ). خوی کردن. عرق کردن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
عرق و خوی کردن
بثو. [ ب َث ْوْ ] ( ع مص ) عرق و خوی کردن. ( منتهی الارب ). خوی کردن. عرق کردن. ( ناظم الاطباء ).
عرق و خوی کردن