لغت نامه دهخدا
روبنده باف. [ ب َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) آنکه روبند بافد. کسی که شغل وی روبنده بافی باشد. رجوع به روبنده و روبند شود.
روبنده باف. [ ب َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) آنکه روبند بافد. کسی که شغل وی روبنده بافی باشد. رجوع به روبنده و روبند شود.
آنکه بروبند بافد کسی که شغل وی روبنده بافی باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کشف حجاب در ایران رویداد فرهنگی اجتماعی تغییر پوشش زنان که توسط رضاشاه و با قانون کشف حجاب در ۱۷ دی ۱۳۱۴ تصویب و اجرا شد. به موجب آن، زنان و دختران ایرانی از استفاده از چادر، روبنده و روسری در مدارس، و دانشگاهها، مراکز اداری و دولتی منع شدند و باید از کلاه و پالتو استفاده میکردند.
💡 برخی گفتهاند رخسارهاش بسیار زیبا بودهاست و برای اینکه در کوچه به او ننگرند روبنده میانداختهاند.
💡 نقاشی زن عرب در طول یکی از سفرهای او به خاورمیانه کشیده شد. این نقاشی که با آبرنگ و گواش کشیده شده، یک زن عرب را با روبنده سفید بهتصویر میکشد. در یادداشتی بهجامانده از سارجنت، گفته شده که این نقاشی ناکامل است.
💡 روبنده در ابتدای سده بیست و یکم توسط بیشتر کشورهای اروپایی منع و محدود شد. همچنین گزارشهای تخلفات سرقت از مغازهها با جاسازی اجناس زیر چادرها، به این محدودیتها افزود.
💡 دانشگاه علم و صنعت ملک عبدالله (به عربی: جامعة الملك عبد الله للعلوم والتقنية)، دانشگاهی در کشور عربستان سعودی است که در سال ۲۰۰۹ میلادی در نزدیکی جده تأسیس شدهاست و اولین مرکز آموزشی در عربستان سعودی است که بهطور برابر هم زنان و هم مردان را میپذیرد. در این دانشگاه زنان مجبور نیستند تا در کلاسهای مختلط روبنده بر صورت داشته باشند.
💡 طاهره نخستین زن آیین بابی بود که روبنده از صورت برگرفت و اعلام نمود که با آمدن آیین بیانی، احکام اسلام ملغی شدهاست.